بيمارستان قلاون
ملك منصور سيفالدين ابوالمعالي اَلْفي صالحي نجمي قلاون از سلاطين مماليك بحري، كه از 1279 تا 1290، بر مصر و شام فرمانروايي كرد، نه تنها در مقام سردار و سياستمداري بزرگ، بلكه به نام سازندهاي بزرگ هم شهرت يافت. بخشي از معروفترين بناي او هنوز باقي است و آن بيمارستاني در قاهره است كه به نام او بيمارستان المنصوري خوانده شده است. اين بنايي كامل بوده است شامل بخشهاي جداگانه براي بيماريهاي مختلف، انبارها، مسجد، مدرسه، مقبرهٴ خود قلاون، و غيره. اين نخستين بيمارستان اسلامي نبود، و در اين باره ميتوان به يادداشت مربوط به بيمارستانهاي قرون وسطا، رجوع كرد. ميتوان يادآور شد كه بيمارستانها داراي منشأ يهود و بيزانسي است، و از طريق مدرسهٴ جنديشاپور به جهان اسلام راه يافته است (ج 1، ص 420).
قلاون تنها سلطان مملوك بود كه سلسلهاي ايجاد كرد، و اين سلسله پنج نسل تا سال 1382، دوام يافت.
د. هند
ووپادِوا
يا بوپادِوا1، شاعر، پزشك و نحوي هندي در برار زاده شد؛ پسر پزشكي به نام كشاوا كه در دربار مهادِوا (فرمانرواي دِواگيري از 1260 تا 1271) برآمد، او تحت حمايت هِمادري وزير قرار گرفت (كه از او در زير بحث ميشود).
او شرحي بر شارنگادارا سامهيتا نوشت و آثار طبي ديگري تأليف كرد، به ويژه كتابي به نام شاتاشلوكي2 (صد شعر) دربارهٴ تهيه و استفاده از گردها، قرصها، و غيره.
همچنين دستور زبان سانسكريتي را با شرحي بر آن به نام موگدهابودا3 تأليف كرد. اين دستور از نظر ترتيب و اصطلاحات با كتاب پانيني فرق داشت و در بنگال از شهرت زيادي برخوردار شد. همچنين كتابي منظوم به نام
كاويكالپادروما4 (درخت مراد شاعر) دربارهٴ ريشهٴ لغات را با شرحي بر آن تأليف كرد.
تيساتاكاريا5
پزشك هندي كه پيش از سدهٴ چهاردهم، برآمد. از آن رو او را در اين جا ذكر ميكنيم كه تصور